تبلیغات
nasimerahi - انواع مواد مخدر و مضرات آن
-انواع مواد مخدر و اثرات مخرب جسمی و روانی آنها .

اعتیاد را می توان یك مسمومیت مزمن دانست كه برای شخص و هم برای خانواده و جامعه اش مضر است.

انواع آن به شرح زیر است:

1-   تریاك : كه بیشتر در بین افراد مسن درگذشته معرف آن رواج داشته اما امروزه در بین جوانان و نوجوانان توزیع و مصرف می گردد، ماده ای خواب آور بوده و شخص معتاد از مصرف آن احساس لذت ونشاطی «نئشگی» می نماید. معرف آن به تدریج باعث افزایش طلب می گردد و فرد لحظه ای به خود می آید كه قادر به ترك آن نیست .

2-   مرفین:  كه از تریاك گرفته می شود و بدو صورت مایع و پودر مصرف می گردد، مصرف این مواد در بین جوانان زیاد است و ماده ای خواب آور و اثرات تریاك را دارد.

3-  هروئین: این مواد از تركیبات شیمیایی ساخته شده و اثرش سه برابر مرفین بوده و خواب آور است ، شخص معتاد همیشه در حال چرت زدن می باشد و چشمهای خواب آلود دارد.   

4- كوكائین : موادی تحرك زا ، توهم آور و اغفال كننده است ، كسانی كه به این دارو معتاد می شوند معمولاً سادیسم جنسی پیدا می كنند و بهمین دلیل افراد بسیار خطرناكی هستند معتاد پس از مصرف این دارو احساس شعف  زاید الوصفی پیدا می كند و شاد می شود و لذت جنسی او تشدید پیدا می كند ، اثرات جسمی آن كم است در حالیكه از نظر روانی اثراتش از هروئین بیشتر است.

5-ال.اس.دی  : مصرف این مواد اعتیاد جسمانی ندارد ولی دارای اثرات  مغزی و روانی زیانبخشی است، این مواد  توهم زا  بوده و اعتیاد روانی را بهمراه دارد.

6-آمفتامین ها : موادی محرك زا و اعتیاد آور است . این مواد سیستم مركز عصبی را تحریك می كند ، این مواد در میان دانشجویان مصرف بیشتری دارد زیرا باعث كم خوابی  بوده و شخص را در حالت محركی قرار می دهد. مصرف این مواد باعث می شود بدن در برابر آن مقاوم شود لذا شخص معتاد ناگزیر  می گردد  بیشتر مصرف كند.

7-ماری جوانا و حشیش: مصرف این مواد ، اعتیاد جسمانی نداشته ولی اعتیاد روانی  می آورند و بهمین جهت زیان آور هستند، مصرف این مواد اثرات مغزی ناگواری را به همراه داشته و اغلب به صورت سیگار مصرف می شونداثرات مخرب آن : خواب آرامش بخش ، تشدید احساس ، خنده های بی مورد و طولانی ، لذت بخش بودن زمان و مكان ، لكن وقتی تأثیر دارو تمام می شود  شخص معتاد حالت و احساس بدی پیدا می كند و امكان ارتكاب جرم زیاد می شود و از سوی دیگر عاملی برای مصرف مواد مخدر قوی تر  همانند هروئین می باشد.

8- متادون : داروی مخدری است كه توهم زا و اغفال كننده بوده ، واثرات زیانبخشی بر روی مغز دارد ، معتاد پس از مصرف احساس لذت بخشی می نماید ؛ لذا در صدد مصرف بیشتر آن بر می آید.

                        

*            *           *

7-بررسی علل وعوامل  اعتیاد به مواد مخدر :

محققین و پژوهشگران اجتماعی علل و عوامل گوناگونی را كه در روی آوری شخص به اعتیاد نقش مؤثری دارند را بیان می كنند كه در مجموع می توان به دو دسته فردی و اجتماعی تقسیم بندی نمود:

1-   عوامل فردی :

الف: رسیدن به لذت بسیار و خوش گذرانی و فراموشی رنجهای روزمره

ب :احساس لذت جسمی و روحی كاذب و موقت

ج: بوالهوسی و بی بند و باری و تن در دادن به ذوق و هوس در اثر معاشرت

د: وجود مشكلات شخصی و خانوادگی كه زمینه را برای فرار از مشكل پدید می آورد.

ه: داشتن اختلالات روانی و مغزی

و: داشتن شخصیت ناپایدار و مختل و ناسازگار

ز: ناآگاهی و جهل نسبت به اثرات مخرب آن

ح: كنجكاوی های هدایت نشده و عدم توازن فكر و اندیشه كه مصرف دیگران ، حس كنجكاوی آنها را تحریك كرده و تصمیم به تجربه كردن مواد مخدر می گیرند.

خ: فقدان معنویت و اخلاق و نداشتن هدف در رندگی كه احساس بی پناهی می كند و برای فرار از آن پناه به مواد مخدر می آورد.

ن: سست ارادهگی در تصمیم گیری و جلب توجه نمودن در برابر دیگران .

د: داشتن دوستان ناباب و حضور در محیطهای آلوده

س: عدم توجه به هشدارها و تذكرات والدین ، معلمین و اساتید ، رسانه ها ، نیروهای انتظامی ، مسئولین. 

2-   عوامل اجتماعی :

الف: وجود مشكلات ناشی از نابسامانیهای خانوادگی ، اختلاف زناشویی، ناسازگاریهای خانوادگی

 ب: عدم تعهد و احساس مسئولیت جمعی و عدم توجه به اثرات مخّرب آن در جامعه

ج: وجود فقر مادی در جامعه و بیكاری

د: عدم توجه جامعه به مسائل معنوی و اخلاق انسانی

ه: مبتلا بودن برخی از مدیران و مسئولین به این بیماری خانمان سوز

و: وجود رفاه یا نابسامانی اقتصادی

ز: در دسترس بودن مواد مخدر بصورت رایگان یا به قیمت ارزان.

ح:وجود تبعیضات اجتماعی و شكاف طبقاتی

خ : قبول خرده فرهنگهای منحرف و عدم قبول ارزشها و فرهنگ اجتماعی مقبول و شروع جامعه

ن:وجود آزادیهای غیر معقول و افراطی در جامعه

ر: فریب خوردن از شایعه تأثیرات اعجاز آور آن در حل مشكلات

س: ستیزه گری والدین و عدم درك و برخورد صحیح با جوانان كه پیامد آن فرار از خانواده  یا پناه آوردن جوان به مواد مخدر می باشد.

ش: معاشرتهای حساب نشده و ناروا با گروههای ناهنجار و كجرو.

ت: عدم توجه مسئولین و مهندسین اجتماعی و برنامه ریزان  و سیاست گذاران حكومتی

ث: عدم حساسیت خانواده ، مدرسه ، جامعه و حكومت و دهها عوامل اجتماعی دیگر كه در این مقال جای پرداختن به آن نمی باشد.                  

8-شخصیت معتاد:

بین شخصیت و اعتیاد رابطه ای متقابل وجود دارد یعنی فرد به علت وضع خاص شخصیتی و نیازها و شكستها ، ناتوانی در برخورد با مسائل و ناكامی در زندگی ، عدم ثبات عاطفی و ناملایمات دیگر به اعتیاد رو می آورد و اعتیاد  نیز به نوبه خود موجب از بین رفتن انسجام روانی و هیجانی شخص می شود. بدبن ترتیب بین اعتیاد و شخصیت دوری ایجاد  گردد كه مبارزه با آن  مستلزم تغییر شرایط بیرونی و درونی ، یعنی ایجاد  اراده و روحیه ای   قوی و آسیب ناپذیر است و بالاخره به دلیل فساد بافتهای مغزی كه از مصرف مواد مخدر به وجود می آید  شخص كنترل حركات خود را از دست داده ، آمادگی آسیب رسانی  به خود و دیگران را پیدا می كند . از این رو ، به موازات افزایش معتدان اجتماعی و اخلاقی نیز روز افزون می شود.1

9- پیامدها و تأثیرات نامطلوب اعتیاد در فرد و جامعه :

1-    از بین رفتن تعهدات اجتماعی در فرد و برخورداری از محرومیتهای اجتماعی

2-     از بین رفتن سلامت فرد و جامعه از نظر جسمی و روحی و روانی

3-  باعث انحطاط اخلاقی ، روانی افراد و از بین رفتن آبرو و عزت نفس می گردد  شخص معتاد اعتماد به نفس نداشته و اطمینان خودرا نسبت به جامعه از دست می دهد .

4-     ایجاد وضعیت آنومی در جامعه همانند پرخاشگری و ستیزه جویی

5-    مبتلا شدن افراد معتاد به جنون و دیوانگی .

6-    خودكشی یا دیگر كشی از سوی افراد معتاد

7-   پیدایش كجروی های  فردی و اجتماعی همانند : سرقت ، فساد ، فحشا – خود فروشی و جنایت –آدم ربائی ………

8-   از بین رفتن استعدادها ، پتانسیل های موجود فردی و اجتماعی – ابتكارات

9-    دور نمودن افراد جامعه از ارزشهای  اخلاقی و اجتماعی

10- قانون گریزی و خروج از تعهدات خانوادگی

11-از دست دادن احساسات ، عواطف ، پیدایش شخصیت متزلزل و ناپایدار

12- منزوی شدن از جامعه ، خانواده و دوستان

13- ضایع نمودن نسلهای آینده در مراحل ژنتیكی

14- ولگردی ، لاابالی گری ،پریشان خاطری شخص ، خانواده و جامعه

15- زندگی با حالت اضطراب و نگرانی

16- بسر بردن بهترین دوران زندگی در زندانها

17- فقدان شخصیت اجتماعی

18- وابستگی شدید به دارو برای ادامه حیات و زنده ماندن

10-مرحله پیشرفته اعتیاد

گوشه گیری  و گریه های شبانه

استفاده از مشروبات الكی

كاهش مصرف سیگار

استعمال داروهای روان گردان و آرام بخش وجود دوره های بی قراری، تحریك پذیری، عصبانیت و اضطراب

وجود وسایل استفاده از مواد مخدر درمیان وسایل شخصی او مثل  انواع سرنگ، قاشق چایخوری و ....... درگیر شدن با پلیس و تصادفات رانندگی زیاد و غیرعادی.

دست ها و پاها كم قدرت شده و به حالت پرانتزی در می آید.

تغییر ساعات خواب ( دیرخوابیدن در شب و دیر بیدار شدن در صبح)

افزایش هزینه های شخصی و ردیافت پول به بهانه های مختلف و مفقود شدن پول و یا اشیاء داخل خانه

تمایل به كناره گیری از بستگان و معاشرت با دوستان جدیدی و مشكوك( 60 درصد معتادان از طریق دوستان ناباب گرفتار اعتیاد می شوند.)

بروز رفتارهای مشكوك و بستن دربی اتاق خود به مدت طولانی ، تلفن های مشكوك و بی علاقگی به تحصیل ، تاخیر و غیبت های غیر موجه از مدرسه ، قرار های ملاقات غیرعادی، ماندن در توالت به مدت طولانی.

توجیه رفتارهای نادرست دیگران ، همه سیگار می كشند و آسیبی هم ندیده اند بدقولی ، دادن وعده های بی اساس ، صحبت های بی مورد، وراجی و پرحرفی كردن ( از علائم مصرف حشیش)

نشانه ها و علایم ظاهری و جسمانی مصرف مواد مخدر:

تنگ شدن یا باز شدن مردمك چشم به صورت غیر طبیعی.

تغییرات تجسمانی و از میان رفتن شرایط مطلوب سلامت جسمانی : افزایش یا كاهش اشتها

سرماخوردگی های پی در پی و خون دماغ شدن

تغییر در وضع ظاهری : ظاهری ضعیف ، فرتوت ، تغییر رنگ چهره به ویژه لب ها و پلك ها.

قرمز بودن و خون آلود بودن كره چشم ها.

خون‌آلود بودن رگ های خونی زیر پلك ها.

كبودی و تیرگی زیر پلك ها.

چروك پوست گونه ها.

پخ بودن یا انحراف بینی.

كبودی و تیره بودن لب ها.

كشیده شدن و شل شدن تارهای صوتی و درنتیجه تغییر صدا و ناتوانی   در اداء حروف مثل سین به شین برجستگی و تیره شده
رگ های خونی.

 

11- شیشه ماده مخدر جدید

جوانی های چروك خورده

تیتر روزنامه ها  را ورق بزنید هفته ای چند بار در برابر تیتر خبرهایی قرار می گیرید كه در آن خبر مرگ جوان یا جوانانی به خاطر مصرف قرص های اكستازی یا مواد مخدر به اسم شیشه یا كریستال خبر داده اند. اینجا می شود نمونه های زیادی از جوانانی را دید كه به مصرف انواع و اقسام مواد مخدر از هروئین گرفته تا كوكائین  و قرص های اكستازی و شیشه معتاد شده اند ؛  بیمارستانهای دولتی لبریز از معتادانی است كه از گوشه و كنار خیابان ها جمع آوری می شوند یا بیماران روانی بدحالی كه به خودشان و دیگران آسیب می رسانند. نمونه هایی مثل مصرف قرص های اكستازی یا شیشه را نمی شد از هرجایی سراغ گرفت. توی یك بیمارستان ، ناگهان در برابر 10-15 جوان قرار می گیریم كه تمامشان یا از نعمت زیبایی برخورداند یا به طرز عجیبی باهوش بوده اند.

جوانانی كه بسادگی گرفتار عادت مرگ آوری مخدری بنام شیشه شده اند؛ جوان هایی كه از تصویرهایشان هزار سال پیرترند . به این تصویرهای شكسته نگاه كنید:

اتاق دور سرش چرخید و چرخید. احساس كرد تمام وسایل تزئینی اتاق سرجایشان لق می زنند و چیزی نمانده همه چیز آوار  بشود و بریزد روی سرش.

هیچ كس برایش باقی نمانده بود. تمام آدمها به او دروغ می گفتند . همه با او دشمن بودند . چرا نامزدش به او دروغ میگفت؟ چرا دیگران از آن دختر دروغگو دفاع میكردند؟ چرا همه میگفتند او دارد اشتباه می كند . سرش كه داغ شد ، دیگر چیزی نفهمید دست برد و گلدان روی میز را برداشت و با تمام قدرت به سمت دیوار پرت كرد . قاب عكس را زا روی دیوار برداشت و از پنجره پرت كرد وسط حیات.میل شكستن توی سرانگشتانش تیر می كشید  و تمام نیم شد وسوسه ای گلویش را فشار می داد (( نامزدم دروغ می گوید: دستهایش را مشت كرد و كوبید روی تلویزیون ، روی در، روی دیوار .... وقتی به خودش آمد، همه چیز سرجایش قرار گرفته بود.

یك تجویز برای شب امتحان

دختر ایستاده بود توی چارچوب در یكی از اتاق های چهارتخته . چشمهایش كبود شده بود و آشفتگی مثل یك تور چهره اش را محو كرده بود نخواست صحبت كند حتی به اندازه دقیقه ای مكث نكرد. پرستار بخش گفت: دانشجوی یكی از بهترین دانشگاههای صنعتی است شاگرد اول بوده . پر از توانایی است. به حشیش معتاد است. شبهای امتحان كه می خواسته تا دیروقت بیدار بماند و درس بخواند به اصرار دوستانش ، حشیش می كشیده و بار آخر آنقدر مصرفش بالا بوده كه به حالت اغما افتاده و او را آورده اند اینجا. 2 هفته ای اینجا بستری است تحت مراقبت های دارویی و روان درمانی است، ولی هنوز معلوم نیست كی مرخص می شود و تازه معلوم نیست بعد زا مرخص شدن چقدر دوام بیاورد. 

نفس عمیق قبل از مرگ

پسر نشسته  بود روی تخت و از پنجره به حیاط سر سبز بیمارستان نگاه می كرد . می گفت : دچار توهم می شوم . خودم  می دانم تمامش توهم است . واقعیت ندارد؛ ولی یك مرتبه این فكر مثل خوره به جانم  می افتد. احساس میكنم نامزدم كه نزدیكرتین آدم به من است دارد به من دروغ می گوید. به او می گویم : اعتراف كن. او گریه می كند و من سخت می شوم . برا ی گرفتن اعتراف از او ، حمله می برم به وسایل اتاق و هرچه به دستم برسد می شكنم . دست آخر هم برای آن كه اعتراف كند با یك تكه از شیشه های شكسته به خودم زخم می زنم تا دلش بسوزد و اعتراف كند. بعد یكدفعه تمام فكرهای مزاحم از سرم م پرد و. از خودم می پرسم چه اتفاقی افتاده. پشیمان می شوم. گریه ام می گیرد. به دست و پا می افتم ، از نامزدم و پدر و مادرم می خواهم مرا ببخشند . حس تنهایی  وحشتناكی  سرتاپایم را پر می كند و من تازه میفهمم چه بلایی سرم آمده است.))

علیرضا هم یكی از جوانهایی است كه چون خانواده اش به خواستگار ی دختری كه او دوست داشته نرفته اند در یكی از پارتیهای شبانه كالای مرگ را تجربه  كرده است. او می گوید:

(( توی پارتی ها بهش می گفتیم (( كالای مرگ با متاع مرگ)) بستگی به ظرفیت آدمها دارد، بعضی ها با یكبار مصرف دچار توهم می شوند، بعضی ها با چندین بار مصرف، ولی مهم این است كه دیریا زود زهرش همه را می گیرد.))

یك شب میخواستم پرستارها و دكترها را بترسانم می خواستم بروم خانمان. شروع كردم به شكستن هرچه دور و برم بود یك مرتبه پرستارها  به من حمله كردند اما من فقط می خواستم آنها را بترسانم.

پرستار بخش می گوید: (( ناگهان حمله كرد به یكی از نگهبانها ، دستهایش را گذاشته بود  و فشار می داد. همگی رفتیم  سراغش. آخر سابقه  هم دارد . یك بار كه دچار توهم شده بود به زنش حمله كرده بود و همسایه ها به داد زن بیچاره رسیده بودند. اینها وقتی دچار توهم می شوند خطرناك می شوند، مغزشان از كار می افتد.))  

توهمی به اندازه یك عمر

شابو  كه به خاطر شكل آن در ایران به نام شیشه با كریستال شناخته می شود، در كشورهای  جنوب شرق آسیا و خصوصاً تایلند و سنگاپور و مالزی تولید شده و از طریق هوایی وارد كشور می شد، ولی چند سال است كه درخود كشور هم تولید می شود ؛ چون یك ماده لابراتواری است و از خانواده مت آمفتامین هاست كه از تجریه و تركیب این مواد در آزمایشگاه ها ساخته می شود .

شیشه برخلاف اكستازی حالت های هیجانی وسرخی چشم ندارد . مثل پارافین جامد است كه درمكعب هایی
بریده می شود. مقداری از آن را روی تكه فویل آلومینیومی می گذارند و زیرش آتش روشن می كنند. ماده آب می شود و مواد متصاعد شده  با تنفس عادی یا از طریق تنفس مستقیم وارد مغز می شود.))

این را دكتر محمود آزادالعارفین روانپزشك می گوید: (( به آن ماده مخدر روشنفكران هم می گویند: یكی دوبار اول ، آدمها بعد از استفاده از شیشه دچار تفكر عمیق می وشند و بعد از مدتی شدیداً به ان وابسته می شوند ، به طوری كه دیگر احساس می كنند بدون آن قادر به فكر كردن یا تحمل شرایط نیستند . در شرایط حاد هم ممكن است این توهمات روانی منجر به حالتهای اسكیزوفرنی شود ؛ توهمی كه تا آخر عمر بیمار را رها نمی كند و حتی شوك های پی در پی و داروهایی با دوز بالا هم جواب نمی دهد.))

اینجا بخش یك است

مرد با چشمهای از حدقه در آمده زل زده بود به سقف و زیر لب می گفت خائن.

 مادرش با چشمهای خسته و دردكشیده بالای سرش ایستاده بود و انگار منتظر اشاره ای بود تا انبوه  حرفهایی كه ماهاست روی دلش مانده، سرباز كند و بیرون بریزد: لعنت به كریستال! همین لعنتی به این روزش انداخت.

فقط فكرهای ناجور توی سرش دارد. فكر می كند همسرش به او خیانت كرده. وقتی موج میگیردش زمین و زمان را به هم می دوزد. الان هم شوك به او داده اند برای همین است كه قرار گرفته وقتی حالش خوب می شود پشیمان می شود و می خواهد جبران كند . از زنش عذرخواهی می كند ولی چه فایده؟ زنش می خواهد طلاق بگیرد. به زنش می گوید: برای جبران بدی هایم همه چیز را به اسمت می كنم. امروز امده ایم از دكترش نامه بگیریم كه او سلامت روانی ندارد و حق خرید و فروش یا بخشیدن اموالش را ندارد. فعلاً نباید دراین شرایط تصمیمی بگیرد.

 

ترك كردن به این سادگی ها نیست.

بخش زنان از مردان جداست و هر طبقه مخصوص بیماران خاصی است. طبقه چهارم ساختمان  مخصوص سم زدایی  هروئین یا هر ماده دیگری است كه توی آزمایش خون معلوم می شود. بخش یك مربوط به پاك كردن  بیمارانی  است كه معتاد به مصرف حشیش و شیشه هستند. اتاق شوك و قسمتی  كه مریض های بدحال دیگری از بخش قرار دارد. مادر یكی از بیماران از مخارج بالای درمان دخترش می گوید:  (( كرایه هر تخت در یك اتاق  شش تخته شبی 50 هزار تومان و در اتاق دو تخته 80 هزار تومان است. تا الان با مخارج دارو و درمان ، نزدیك به یك میلیون و نیم خرج كرده ایم. هنوز هم معلوم نیست دخترم به طور كامل خوب می شود یا نه. فقط می دانم این مخارج كمر پدرش را شكسته است. پدرش یك كارمند ساده است و مسافركشی هم میكند ولی با این مخارج سرسام آور هنوز نمی دانیم دخترمان چقدر باید اینجا بماند.))

 

ماده ای به اسم مرگ

 شیشه یا كریستال یا شابو یا كالای مرگ یا متاع مرگ یا هرنام دیگری كه می تواند ریشه جوانی را بسادگی بخشكاند و از بین ببرید ، یكی از جدیدترین مواد مخدری است كه سالهای اخیر  در بازاهای جهانی و بخصوص و كشورهای توسعه نیافته به سادگی تهیه  یك قرص سرماخوردگی ، دراختیار جوانان قرار می گیرد و آثاری برجا می گذارد كه تا همیشه در روح و روان و جسم آدمهای معتاد باقی می ماند.

اگر مصرف مواد مخدر دیگری چون حشیش و هروئین و تریاك لااقل مدتی طول می كشد تا چهره  و رفتار معتاد را در هم بریزد و به او در روابط اجتماعی آسیب برساند، مصرف  این ماده مخدر، در همان مصارف اولیه ، به مغز بیماران آسیب جدی  وارد میكند و به جای قدرت تشخیص و توان تصمیم گیری او را دچار توهماتی میكند كه موجب آزار و اذیت بیش از حد اطرافیانش می شود؛ توهماتی  كه ممكن است درنهایت موجب آسیب فرد به اطرافیان و خودش بشود.

آنها كه به سادگی با یك نفس كشیدن به دام بلایی بی سرانجام می افتند ، به یاد داشته باشند كه یك لحظه لغزیدن برای یك عمر سقوط كافی است.

12- استعمال مواد مخدر بعنوان یك آسیب و مسئله اجتماعی :

در جامعه ما بسیاری از مواد مسأله ساز تلقی می شوند. زیرا كه اغلب آنها افراد را ناكار می سازند. و توانائی آنان را برای ساماندهی امور خویش، اداره زندگی شخص وخانوادگی دچار اختلال می كنند.

چنین پیداست كه پاره ای از مواد مخدر سبب می شوند كه معتاد حرمت ارزش های  اخلاقی و جبر هنجارهای اجتماعی  را پاس ندارند و در نتیجه قوانین را زیر پا گذارند. باپرخاش خویش موجبات آزار همگنان  خود را فراهم آورند  و در نهایت دست به جرایم و جنایات آشكار  یا پنهان  مالی  یا جانی  بزنند . ما هنوز در دوره ای هستیم كه تصویر یك « معتاد محكوم است»، « معتاد مظنون است» ، « معتاد قابل اعتماد نیست» ، « معتاد مجنون است » در جامعه ما بدون این كه بیان كرده باشند  رواج دارد تا شاید بتوان از شیوع آن جلوگیری كرد و اجرای قوانین را تشدید كرد .

 اگر امروز نسل جوان دیگر به شعارهای ضد اعتیاد اعتقادی ندارد بدین سبب است كه انواع جدیدی  از مواد مخدر در اختیار آنان قرار می گیرد، كلاً در جامعه ، هنوز این اجماع وجود دارد  كه مواد مخدر اثرات  مخربی روی جان و جسم و جان افراد به جا می گذارد .

 بهر صورت اشخاصی كه مواد مخدر را بعنوان مكیف ، خلسه آور ، تقویت جنسی ، رسیدن به عالم هپروت ، ازقال گذشتن به حال رسیدن، خود را در هفت آسمان دیدن،   تلقی می كنند  در جوامع شهری پراكنده هستند كه بتدریج به اعتیاد و وابستگی به مواد مخدر یا مسكرات مبتلا می شوند.

 از نظر دینی و دولتی و تبع آن از نظر اجتماعی ، مصرف مواد مخدر و مسكرات یك مسأله اجتماعی تلقی می شود زیرا كه برخی از آنها  به شیوه زندگی افراد تبدیل می شود و این شیوه با ارزشهای رایج و حاكم در بین طبقات  برای كسب موفقیت های زندگی ، تحصیلی ، شغلی و عاقبت بخیر بودن در دنیا و عقبی منافات دارد.

 از سوی دیگر استعمال مواد مخدر و مسكرات ،همانند استعمال دخانیات ، بلند كردن موی سر ، پوشیدن تی شرت های  رنگارنگ آراسته به شعارهای عدیده و مزین بصور ظریفه، بوسیله طبقه میانه و بالاتر توسط  انبوه توده مردم و رهبران عقاید آن ، نماد وابستگی به ارزشهای خقیقی یا خیالی نامطلوب و مذموم و ضاله تلقی می شوند. حتی موادی كه خیلی خطرناك نیستند ولی مورد مخالفت كسانی  است  كه احساس می كنند ارزشهای اخلاقی اساسی آنها در معرض تهدید و تهاجم قرار می گیرند.

در سالهای اخیر تعداد فزاینده ای از مردم عام شهرها طرز تلقی یا مدارا و اغماضی را پذیرفته اندو معتقد شده اند كه این مواد مخدر نیستند كه این همه خطرناك می باشند بلكه این قوانین هستند كه آنها را چنین خطرناك جلوه میدهند و در نتیجه مسائل مربوط نیز پدید می آورند. مثلاً با تصویب ممنوعیت مصرف  برخی مواد مخدر  كه بعنوان داروی آرام بخش تلقی می شد ، عملی كه سالها معمولی جلوه می كرد بعمل خلاف قانون تبدیل شد و دستیابی به آنها و مصرف آشكار  و پنهانی ، تولید و توزیع جرم بشمار  آمد. 1   

یك مادر توسط فرزند معتادش در دورود به آتش كشیده شد

خبرگزاری جمهوری اسلامی : به گزارش مركز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی دورود، یك جوان معتاد 21 ساله به نام مسعود(( گ)) روز یكشنبه نادر 65 ساله خود به نام (( بی . بی ك)) را در منزل مسكونی شان در روستای ناصرالدین به آتش كشید.

این گزارش حاكیست، این جوان وقتی با واكنش منفی مادرش در مقابل تقاضای پول از وی رو به رو می شود بلافاصله با ریختن نفت و زدن كبریت مادرخود را به آتش  می كشد.

طبق همین گزارش این مادر نگونبخت با 30 درصد سوختگی به منظور ادامه درمان به بیمارستان سوانح بروجرد انتقال داده شد. جوان خاطی نیز توسط ماموران دستگیر و برای تحویل به مقامات قضائی پرونده ای تشكیل شده است.

مصرف مواد مخدر ما را به فكر دزدی انداخت

2 جوان معتاد به مواد روان گردان كه  یك خودروی پراید  را به سرقت برده بودند. پس از تصادف با درخت به وسیله ماموران كلانتری 107 فلسطین دستگیر شدند.   ماموران انتظامی كلانتری 10 فلسطین هنگام گشتزنی در خیابان طالقانی تهران متوجه شدند یك خودروی پراید به علت سرعت زیاد با یك درخت برخورد كرده و بشدت آسیب دیده است. با حضور ماموران در صحنه حادثه راننده خودرو به سرعت فرار می كند.اما ماموران توانستند فرد همراه او را كه در صندلی گیر افتاده بود نجات دهند.

یكی از ماموران با مشاهده شماره خودرو دریافت  پراید تصادفی همان خودرویی است كه چند لحظه قبل از خیابان قرنی به سرقت رفته است.

در بازجویی از فرد دستگیر شده وی با اعتراف به سرقت خودرو به همراه دوستش گفت: با دیدن خودروی پراید كه قفل فرمان نداشت و شكستن شیشه عقب آن را به سرقت بردیم. اما هنگام فرار به علت سرعت زیاد به یك درخت  برخورد كردیم كه دوستم فرار كرد و من چون در صندلی عقب گیر افتاده بود نتوانستم فرار كنم.

این جوان كه در بازرسی بدنی از او یك شیشه حاوی ماده مخدر كریستال كشف شد. در ادامه  گفت: پس از مصرف مواد مخدر با یكی زا دوستانم نقشه سرقت خودروها را كشیدیم و بلافاصله سرقت  می كردیم . این بار هنگام فرار به علت سرعت زیاد نتوانستیم خودرو را كنترل كنیم و تصادف كردیم. دوستم به من گفت تا كسی متوجه  نشده تو همین جا منتظر باش تا من برگردم.

پرونده ای برای تحقیقات بیشتر و دستگیری نفر دوم تحویل اداره آگاهی شد.

مرگ با الكل و دود

خبر مرگ خاموش 2 جوان  درمطبوعات منعكس شد خبر اول مربوط به مرگ یك دختر دانشجو با تزریق هروئین و جوهر لیمو توسط 2 پسر جوان و دومین خبر مربوط  می شد به چند جوان كه برا ی تفریح به دماوند رفته بودند و در آنجا یكی از آنان به خاطر مصرف الكل دچار  ایست قلبی شده بود. اما دوستانش به خاطر ترس از دستگیر شدن او را تا زمان مرگش به بیمارستان نرسانده بودند و تنها زمانی كه دیگر پزشكان  نمی توانستند   برای او كاری بكنند. او را به بیمارستان انتقال داده بودند و پس از آن كه فهمیدند كه وی مرده است فرار كردند.

در هر دوی این پرونده ها چند پسر و دختر جوان، مواد مخدر و مشروبات الكی مصرف كرده بودندو پس از آن كه یكی از آنها دچار مشكل شده بود. به خاطر ترس از دستگیر شدن از رساندن بیمار به پزشك خودداری كرده بودند و به این ترتیب به طور شبه عمد باعث  قتل آنها شده بودند. متاسفانه با افزایش مصرف مواد مخدر  و مواد الكی هر روزه پرونده هایی از این دست به دادسراهای سراسر كشور ارجاع داده می شود كه در آن خانواده فردی كه بر اثر سوء مصرف مواد مخدر و مشوربات الكی فوت كرده یا دچار صدمه شده است.معتقدند دوستانش پس از مشاهده  حالت غیر طبیعی به جای رساندن او به بیمارستان وقت گذرانی كرده اند تا وی بمیرد و حالا باید  به این جرم محاكمه شوند. افیون. الكل،مرگ

 2 پرونده

پرونده اول: جراحی با جوهر لیمو

قاضی شعبه 1157 دادسرای جنایی به پرونده ای رسیدگی می كردكه در آن  2 پسر جوان باعث مرگ دختر جوان دراولین روزهای آذرماه سال 81 پس از تزریق  هروئین به دختر جوانی به نام پریا گردیدند، زمانی كه متوجه  شده بودند وی به حالت اغما رفته است و  به جای رساندن او به بیمارستان به او جوهر لیمو تزریق كرده بودند كه این امر باعث مرگ دختر جوان شده بود. كامبیز نامزد این دختر جوان ، درمورد چگونگی واقعه به قاضی رئیس شعبه 1157 دادسرای جنایی گفت: او دانشجوی دانشگاه دبی بود درتعطیلات به ایران آمده بود و با من به خانه دوستم رفتیم . در آنجا پس از تزریق مواد حالش بد شد و به حالت اغما رفت و ما ازآنجا  كه شنیده بودیم  كه جوهر لیمو می تواند او را دوباره به هوش بیاورد  به او جوهر لیمو تزریق كردیم اما وقتی دیدیم حالش بهتر نشد او را به بیمارستان رساندیم و در آنجا بود كه فهمیدم جان سپرده است و از ترس گیرافتادن فرار كردیم قاضی آنان را به دلیل دخالت در امور پزشكی به جای رساندن بیمار به پزشك محكوم كرد.

پرونده ای دیگر: تاخیر با مرگ

در دومین پرونده كه در دادسرای جنایی تهران در حال بررسی بودو خبر آن در مطبوعات منتشر شد. 3 جوان به قصد تفریح  به دماوند رفتند كه در آنجا پس از مصرف توام الكل و مواد مخدر یكی از آنان دچار ایست قلبی و حالت كما شد؛ اما دوستانش به خاطر ترس از گیر افتادن وی را تامدت طولانی به بیمارستان نرسانده بودند كه او دوباره به هوش بیاید. اما زمانی كه به هوش نیامد به ناچار او را به پزشك رساندند كه در آنجا دریافتند وی جان سپرده است . دراین پرونده 2 جوان همراه فرد فوت شده به بیمارستان مورد محاكمه قرار
می گیرند.

غریبه(درس عبرت)

 زندگی بسیار خوبی داشتیم  و با این كه پدر محل كارش در شهر دیگری بود و همیشه دور از خانه به سر می برد ولی هیچگاه مادر نمی گذاشت كه نبود پدر را احساس كنیم  . هر دوی ما یعنی من و سپیده در مدرسه ا زنظر درسی زبانزد معلمان شده بودیم . سعی می كردیم كه درس بخوانیم و از شدت فقر و آهنگ ناموزون نداشتن رهایی یابیم . از طرفی  به دلیل این كه مادرم دبیر بود. علاقه مان به درس بیش از اندازه شده بود و حتی درس جایگزین تفریح و باز یمان شده بود ولی پس از مدتی نمی دانم كه چه اتفاقی افتاد كه پدر و مادرم پس از سالیان سال به این نتیجه رسیدند كه با هم تفاهم ندارند و با وجود عجز و ماله های من و خواهرم آنها كاری كردند كه می خواستند و بالاخره پس از گذشت مدت كوتاهی من و سپیده شدیم قربانی پدر و مادری كه پس  از سالیان سال زندگی را برای ما تلخ كرد.

دیگر زندگیمان مثل آن موقع نبود شور و گرمایش را از دست داده بود.

من و سپیده دل پری از این قضیه داشتیم ولی هیچ كدام جرات درد دل با هم را نداشتیم و یك جورایی بصورت غیرمستقیم همدیگر را تسكین می دادیم. تا این كه یك روز هنگامی كه هردویمان خسته و كوفته از مدرسه به خانه می آمدیم.تلفن زنگ زد گوشی را برداشتم . نرگس یكی از دوستان چندین و چند ساله ام بود و به محض شنیدن صدایش بغضم تركید و شروع  به گریه كردم . نرگس كه از هیچ چیز خبر نداشت حسابی جا خورد و نمی دانست كه چگونه مرا تسكین دهد به همین دلیل بود كه قرار گذاشتیم سرساعت معینی همدیگر را در پارك نزدیك مدرسه قبلی مان ببینیم.

آن روز تمام قضیه را از سیر تا پیاز برای نرگس تعریف كردم و نرگس به من قول داد كه كمكم خواهد كرد. او گفت كه نامزدش وكیل است و پروانه ی پایه یك دارد و به من و سپیده كمك خواهد كرد.

خیلی خوشحال بودم كه توانسته ام كسی را پیدا كنم كه حرفهای دلم را با او در میان بگذارم ولی غافل از اینكه نرگس دوست صمیمی دوران كودكیم همان نرگس چند سال پیش نیست. چرا كه پس از چندین مرتبه ملاقات پی در پی با او متوجه شدم سیگار می كشد و وقتی علتش را از او سوال كردم دلیل سیگار كشیدنش را فوت مادرش بیان كرد و گفت كه پس از مرگ مادرش تنها چیزی كه توانسته است او را تسكین دهد سیگار بوده است.

احساس كردم از او بدم آمده است و دیگر دوست ندارم چشمم به ریختش بیفتد به همین دلیل موضوع را با سپیده در میان گذاشتم و سپیده نیز  درمیان گذاشتم و سپیده نیز نظرش قطع رابطه با نرگس بود.

روزها می گذشتند و من و سپیده مجبور شده بودیم كه به دلیل جدایی پدر و مادرم به خانه مادر بزرگم نقل  مكان كنیم.

آنها هیچكدام راضی به نگهداری از من و سپیده نبودند و از طرفی ما به خانه ای می رفتیم كه مجبور بودیم مادربزرگ پیر و افلیج مان را تر و خشك كنیم. كار آسانی نبود و من و سپیده هركدام سعی می كردیم كه از دست این كار خسته كننده فرار كنیم. به همین دلیل هركدام با بهانه های واهی خانه را ترك می كردیم و دست به دامان دوستان و آشنایان می شدیم. من هم كه تنها سنگ صبور خود را نرگس میدانستم و فكر می كردم كه او بیشتر از دوستان دیگرم دركم
می كند و او نیز به نوعی همانند من داغ دیده است. بار دیگر به سراغ او رفتم و از او خواستم كه كمكم كند ولی این بار او به من گفت كه نامزدش به ماموریت رفته است و تا 3 ماه دیگر هم برنخواهد گشت. از من خواست كه كمی صبر كنم و او می گفت كه به تازگی قانونی آمده است و من می توانم با تكیه بر آن قانون پدر و مادرم را به دادگاه احضار كرده و آنها پس از انجام مشاوره دوباره با هم ازدواج كنند.

یك ماه از این قضیه می گذشت و تقریبا كار من این شده بود هر روز بعد از ظهر بی آن كه كاری به اوضاع و احوال سپیده داشته باشم پیش نرگس می رفتم و تا نیمه های شب با او بودم تا این كه یك روز نرگس به من گفت كه برای تجارت قصد سفر دارد و من نیز می توانم برای كسب تجربه همراهش بروم و من هم از خدا خواسته همراه او به راه افتادم ولی دركمال تعجب دیدم كه همسر نگرس نیز میانه راه به ما پیوست. خیلی تعجب كرده بودم  و نمی دانستم كه قضیه چیست. وقتی به خودم آمدم كه در شیشه راهروی قطار تصویر دختری را دیدم كه سیگار بر لبش بود. واقعا نمی دانستم كه كی و چه موقع گرفتار این معضل شده ام . معضلی كه وقتی متوجه شدم نرگس اهل دود است از او متنفر شده بودم و اكنون این خود من بودم كه جا پای جای او گذاشته بودم .

در لحظه به لحظه آن سفر فكر بدبختی ام بودم كه با دست خودم موجب آن شده بودم. آن سفر خیلی چیزها برایم آشكار كرد. فهمیدم كه نرگس همسری ندارد و ادعایی كه می كرد كذب بوده است و سفر آنها برای قاچاق مواد مخدر بوده است و...

درهنگام رفت. خوشبختانه و یا بدبختانه هیچ گرفتاری برایمان پیش نیامد. ولی درهنگام برگشت و این بار با این تفاوت كه می دانستم محموله ای عظیم از مواد مخدر را حمل می كنیم و به سوی تهران به راه افتادیم. به سختی می ترسیدم و از كاری كه ندانسته واردش شده ام، حسابی پشیمان بودم. ولی چه می شد كرد . من هم همانند نرگس شده بودم و به قول نرگس  جزو اعضای باندشان محسوب  می شدم. درهمین افكار بودم كه ناگهان سوت قطار به صدا در آمد و قطار به طور كامل متوقف شد. ماموران نیروی انتظامی مشغول جستجو در كوپه های قطار بودند. نمی خواستم بی آنكه كاری كرده باشم گرفتار شوم . به همین خاطر بی آنكه تصمیم خود را به كسی بگویم، تصمیم به فرار گرفتم. اما سر آخر با این كار عمل جستجو را برای ماموران نیروی انتظامی و رسیدن به هدف را برای آنان آسان كردم و خود نیز گرفتار ماموران شدم و اكنون كه این نامه مملو از  پشیمانی را برایتان می نویسم. نمی دانم چه كنم كه از این مرداب كه برای خود ساخته ام رهایی یابم. فقط می دانم كه حكایت من حكایت ضرب المثل از چاله با چاه افتادن است .چرا كه من و سپیده غم مشتركی داشتیم كه او توانست با صبر و تلاش خود با مشكلاتش بسازد ولی من به خاطر كم فكری خود از رتبه اول مدرسه به پست ترین آسیب جامعه رسیدم كه دیگر حتی سپیده كه تنها همدمم بود با من غریبه شده است.

 

13-نقش دانشگاه در مبارزه با این بلای هستی سوز:

حضرت امام (ره) در خصوص رسالت اصلی دانشگاه فرمودند:

« دانشگاه مبدأ همه تحولات است »

اگر  ما بخواهیم این فرمایش امام را سر لوحه كار خود در دانشگاه قرار بدهیم ، وظیفه و تكلیف همه دست اندر كاران دانشگاهی اعم از اساتید،دانشجویان، كاركنان و مدیران،روشن و مشخص می گردد.

ما باید بدانیم كه دانشگاه مكان مقدسی است كه احترام به آن احترام به حرمت انسانیت است، مبتلا شدن دانشجو یا اساتید به مواد مخدر و استعمال  و توزیع آن كه باعث آن همه تخریب  شخصیت فردی و اجتماعی می گردد ، چگونه با حرمت گذاری به هویت دانشگاه با عنایت به ارزشمندی آن سازگاری پیدا می كند.

آیا باور نشده است كه دانشگاه مركز صدور فرهنگ زندگی ساز و تربیت انسانهای متعهد و متخصص برای اداره  جامعه می باشد؟  آیا پیشرفت و توسعه در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، دینی و فرهنگی و رسیدن  به یك  جامعه مطلوب نیازمند انسانهای سالم و بدور از داشتن اختلافات روحی ، روانی و جسمی نیست.

زمانی كه خود با دست خودمان  حریم مقدس و ساحت والای علم و دانش را به آلودگیهای همانند رواج و شیوه مواد مخدر ، آلوده می كنیم و محیط والا و ارزشمند ومعطر علم آموزی را تبدیل به زباله دانی متعفن و آزار دهنده  می نمائیم ؛ چگونه می توانیم عامل پیشرفت در ساختار مختلف جامعه باشیم . تا زمانی كه فر هیختگی  و فرزانگی بعنوان ارزشمند و منزلت آور  در محیط دانشگاهی قابل احترام باشد بسیاری از آسیبها وآفتهای شخصیت سوز  جایگاهی در محیط دانشگاه نخواهد داشت ولی متأسفانه برخی امور جایگاه  و منزلت خود را  با ظهور رفتارهای ناشایست و پدیده های نامیمون از ناحیه پاره ای  از افراد  از دست داده اند.

 با توجه به رسالت عظیم دانشگاه و دانشجو، حقیقتاً باید دانشگاه مبداء همه تحولات اجتماعی باشد.

 دانشگاه در چند بعد می تواند در رفع و دفع این آسیب اجتماعی به جامعه خدمت كند:

1-   در بعد آموزشی:

متأسفانه امروزه هیچ گونه آموزشی رسمی و غیر رسمی در شناساندن و آشنا نمودن نسل جوان دانشجو در محیطهای علمی صورت نمی گیرد شاید در ابتدا شروع سال تحصیلی  مسئولین و مدیران محترم دانشگاهی  در شناساندن ساختار فیزیكی و مدیریتی و دانشگاه خیلی تلاش می كنند ولی هرگز درصدد بیان آفتها و آسیبها در محیط علمی و تهدیداتی  كه دانشجویان را  در دوره تحصیل چه در محیط داخلی دانشگاه و چه در محیط خارج از دانشگاه نمی باشند.متأسفانه عدم ارتباط تنگاتنگ محیطهای علمی ما با ساختار مدیریتی خارج از دانشگاه  زمینه را برای عدم توجه برخی از مدیران جامعه فراهم كرده است كه هیچگونه عكس العملی را  در خصوص تعامل جهت از بین بردن این پدیده خانمان سوز از خودشان  نشان دهند.

دانشگاه می تواند با شیوه وتقریباً فراگیر شدن این پدیده نابهنجار دربین جوانان ، واحدهای عمومی را بصورت رسمی یا غیر رسمی برای دانشجویان تعبیه كند كه هم دانشجویان از این موضوع آگاه شوند و هم به دیگران آموزش دهند.

امروزه شاید آموزشهای همگانی در  وضعیت كلان جامعه هستیم ولی متأسفانه با فرو ریختن و غوطه ور شدن قشر عظیمی از افراد جامعه به این لجن زار متعفن ، آن آموزشهای همگانی كاركرد خود را از دست داده اند.

دانشگاه می تواند جهت پیشگیری و اطلاع رسانی و آگاهی به دانشجویان ، ارتباط نزدیكی با خانواده های دانشجویان برقرار نماید و از قدرت نظارتی و كنترلی خانواده ها بهره برداری نموده و معضلات محیطی دانشگاهها را به اطلاع آنها برساند و از خانواده  جهت كنترل و نظارت بر رفتارو اخلاق دانشجو كمك بجوید. 

امروزه خانواده  نهادی فراموش شده برای مسئولین و مدیران اجتماعی و سیاسی  ما شده است . در حالیكه بسیاری از كارشناسان و صاحب نظران نهاد خانواده را مستحكمترین و نافذترین مركز صدور انتقال اجزاء و عناصر فرهنگی در عمل و نظر می دانند.

 شخصیت و جامعه پذیری فرد ابتداء درخانواده شكل می گیرد و تربیت خانوادگی مؤثرترین عنصر رفتاری و فكری برای فرد محسوب می شود.

خانواده یك نهاد نظارتی غیر رسمی است كه با وابستگی عاطفی، روحی و روانی  فرد به آن بسیاری از رفتارها قابل كنترل و ساماندهی می باشد.

اساتید ، مدیران و مسئولین دانشگاهی كه از سر آمدان و برتران  فكری و علمی جامعه محسوب می شوند با استفاده از ابزار و وسایل ارتباط جمعی و حضور در برنامه های گوناگون ، ارائه مقالات در روزنامه ها و مجلات  عمومی و تخصصی ، طرح موضوع دركلاسهای درس، حضور صمیمی دربین دانشجویان در محیط دانشگاه و خوابگاهها می توانند گام بلندی دراین راستا برداشته و نسل مستعد، درخشان و نقش آفرین دانشجوی ما را از پدیده فلاكت  نجات دهند.

 همان گونه كه تازه های علمی و یافته های جدید برای ارتقاء و آگاهی دانشجو مورد عنایت و توجه فرزانگان دانشگاهی بوده و اساتید گرامی و فرهیخته سعی در تبیین و تشریح آنها برای دانشجو بر می آیند و برای آموزش و انتقال آن حساسیت علمی نشان می دهند ، اگر در خصوص ورود تازه های آسیب رساننده و موانع ساز در پیشرفت علمی ، اخلاقی و انسانی اندكی حساسیت نشان دهند بخش عظیمی از معضلات از سر راه دانشجویان عزیز ما برداشته خواهد شد و این رسالت عظیم بعهده قشر فرهیخته است كه برای تربیت نسل كارآمد صرفاً نباید به داده های ذهنی اكتفا كرد بلكه باید درصدد تربیت رفتاری اخلاقی و معنوی هم باشیم.

در بعد پژوهشی و تحقیقات علمی:

دانشگاه می تواند با موضوعات متنوع و گوناگون در صدد تبیین و تشریح و توصیف این پدیده های اجتماعی ناسازگار برآید.تبیین علل و عوامل این پدیده ، ریشه یابی گرایش جوانان به آنان ، توصیف نقش براندازنده آن در زندگی ، تأثیر آن در شخصیت فردی و اجتماعی ، موضوعاتی هستند كه می توانند در همایشها و كنفرانسهای علمی طرح و دانشجویان را در این زمینه فعال نماید.

 امروزه تحقیقات وپژوهشها نقش بسزایی در توسعه انسانی و اجتماعی ایفاء می كنند و از آنجا كه دانشگاه با دو بال آموزش و پژوهش در سایه سار حركت اجتماعی در پرواز است و رسالت عظیم و بزرگ ارتقاء سطح علمی و آگاهی و تربیت نسل كارآمد برای اداره امور جامعه ای سالم است ، باید در زمینه آسیب های اجتماعی و انحرافات جامعه بی تفاوت  نباشد.

 امروز شاید انواع ترفندها و تبلیغات واستفاده از وسایل و امكانات و تجهیزات نرم افزاری و سخت افزاری دشمن  در انحراف جوانان خصوصاً دانشجویان از سوی دشمنان قسم خورده این مملكت و نظام اسلامی هستیم كه متأسفانه برخی  از مدیران و مسئولین یا غافلند یا در خواب رفاه طلبی و تجمل گرایی فرو رفته اند و بی تفاوت  از كنار مشكلات  می گذرند و عده ای هم برای  رفع مسئولیت ، شانه خالی می كنند و كار را به دیگرانواگذار می كنند.

دانشگاه باید خلأهای كور و حلقه های جدا شده عوامل مؤثر را شناسایی و آنها را ریشه یابی كند ،  تحقیقات  و پژوهشها باید در سطح وسیعی با ابعاد گوناگون انجام گیرد ، دانشگاه باید جدیدترین و تازه ترین عوامل مخرب جامعه را به عموم مردم گوشزد نماید، آسیب های اجتماعی همانند  بیماریهای جسمی و روانی  خطرناك و خطرساز هستند. پاتو لوژیهای اجتماعی باید در محیطهای دانشگاهی فعال واكتیو باشند.

 دانشگاه با نسل  انسانی سروكار دارد و مسئول پرورش بعد انسانیت انسانی است زیرا پیش قراولان كاروان توسعه و پیشرفت ، دردانشگاه آموزش می بینند و تربیت می شوند.

 از سوئی باید آورده ها و نتایج پژوهشگران و محققین دانشگاهی مورد توجه مهندسین و برنامه ریزان اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی قرار گیرد و در  مرحله اجرا به منصه ظهور درآید و درغیر اینصورت با بایگانی یا عقیم  گذاشتن یافته های جدید پژوهشگران چیزی جز تلف نمودن نیروهای فعال و محقق جامعه علمی و از دست دادن فرصتها و هزینه ها و محروم نمودن نسل حال و آینده از آن ، عاید جامعه نمی شود.

 2-   در بعد فرهنگی و برنامه های فوق برنامه :

دستگاهها و بخشهای فرهنگی ودانشگاه باید برای اوقات فراغت دانشجویان برنامه های متنوع ومتناسب با آنها
پی ریزی نمایند.

از آنجا كه این نوع پدیده های نابهنجار (اعتیاد) در شرایط خاصی ظهور می كند، مسئولین فرهنگی دانشگاهها می توانند متناسب با آن برنامه ریزی داشته باشند مثلاً : پی ریزی برنامه های اردوی همانند كوه نوردی ، توسعه برنامه های ورزشی ، بازدید از مكانهای مخصوصی  مانند زندانها ، برنامه های  هم اندیشی  با مسئولین دست اندر كار مبارزه با مفاسد اجتماعی و مواد مخدر، از سوی دیگر ارتقاء سطح اعتقادی و بالا بردن انگیزه های دینی و مذهبی ، استفاده از نرم افزارهای تبلیغاتی ، برپائی نمایشگاههای گوناگون در این زمینه ، اطلاع رسانی  در قالب مسابقات فرهنگی ، دعوت از شخصیتهای برجسته جهت سخنرانی و تبیین و تشریح در ارتباط با موضوع اعتیاد  در قالب برنامه های  فوق ، حضور صمیمی و دوستانه در جمع دانشجویان و بیان تاثیرات منفی و خسارت آور این پدیده  برای آنها …..

ارتباط با دستگاههای  فرهنگی خارج از دانشگاه و ایجاد هماهنگی و پیوند ارگانیكی داشتن با آنها جهت یكسان سازی مبارزه با این پدیده .

ما باید بر این باور باشیم كه تا مبارزه با این پدیدهای شوم  برای همه  مسئولین و مردم جامعه بصورت یك فرهنگ در نیامده است و راه مبارزه با آن نهادینه نشده است، اجزاء مختلف جامعه بصورت انفرادی و تك روانه نمی توانند برآن فائق آیند.

14.آمارهایی از وضعیت اعتیاد در جهان و ایران:

1.      در اسكاتلند ، تهیه یك بسته هروئین برای  یك دختر جوان ، حتی راحت تر از تهیه یك بسته شكر می باشد.

2.      خرید و فروش هروئین در یكی از شهرهای حومه پاریس به صورت یك سرگرمی و بازی در آمده است.

3.      در ایتالیا در روشنایی روز، منظره تزریق هروئین بین جوانان كم سن و سال دیده می شود.

4.      وزارت بهداشت آمریكا اعلام كرد: 8 میلیون دانش آموز دبیرستانی در كشور معتاد می باشند.

5.      در ایران در خیابان ناصر خسرو و كوچه ها و پاساژهای آن ، انواع سیگارتهای خارجی دركنار انواع سیگارهای داخلی  به وسیله عده زیادی كه فضای نسبتاً وسیعی را قرق كرده اند عرضه می شود كه همراه با توزیع مواد مخدر است.

امروزه در ایران پخش و توزیع و استعمال مواد مخدر در بین دانش آموزان پسر و دختر دبیرستانی افزایش یافته و آمار و گزارشات حاكی از روبه افزایش بودن این پدیده شوم در بین جوانان است كه همراه با استعمال مشروبات الكلی می باشد.

در جشنها  و عروسیها ، استفاده از مشروبات الكلی ، حشیش ، هروئین و تریاك مرسوم شده است كه متأسفانه سن استفاده از آنها كاهش پیدا كرده است.

6. در فرانسه بر اساس  برآورد پلیس این كشور ، جوانان یزر 30 سال بیشترین گروه معتادان این كشور  را تشكیل می دهند. به طوری كه 80% از مصرف كنندگان هروئین در این كشور را گروه سنی 15  تا  25 سال تشكیل
می دهند.

7.نیمی از نوجوانان انگلیس از مواد مخدر استفاده می كنند . 31% از دختران  نوجوان انگلیسی از داروهای مخدر استفاده می كنند.

8.. در كشور آلمان جرم 30% از جوانان زندانی استعمال مواد مخدر است و 80 % از جوانانی كه از زندان آزاد می شوند از زمره مصرف كنندگان مواد مخدر می باشد.

9. در بلژیك هر سال 15 هزار نوجوان از خانه و خانواده می گریزند و به مواد مخدر مبتلا می شوند و سر  از بزهكاری در می آورند.

    15.گزارش آماری وضعیت اعتیاد در جامعه ایران

بنا به گزارش رسیده جانشین رییس جمهور در ستاد مبارزه با مواد مخدر با ارسال نامه یی به دفتر مقام معظم رهبری  به ارایه ی گزارش پیرامون وضعیت اعتیاد در جامعه پرداخت .

در بخشی از نامه آقای علی هاشمی به حجه الاسلام و المسلمین آقای محمد گلپایگانی آمده است : « بر اساس آمارهای موجود میانگین سنی اعتیاد در 15 سال  گذشته 36 سال بوده كه این رقم هم اكنون به 30 تا 31 سال كاهش یافته است . البته بر اساس گزارش مستند دیگری كه توسط دفتر پیشگیری از جرم و اعتیاد سازمان ملل مستقل در ایران (UNODC    ) تهیه  شده است . 50%  معتادان در ایران استعمال مواد مخدر را از سنین 14 الی 22 سالگی آغاز نموده اند.

 

در این راستا نخبگان علمی ، سیاسی و نیز دست اندركاران  سازمانهای مسؤول و مرتبط با مقوله مواد مخدر با استناد به گزارشهای علمی و رسمی موجود ، معتقدند مواد مخدر و اعتیاد جوانان  در جامعه تبدیل به یك پدیده  ومسأله اجتماعی گردیده است كه اهمیت تحقیق درباره آن امری ضروری  بوده  و در صورت كم توجهی ( ونه بی توجهی ) به این مقوله حساس و تأثیرگذار این مسأله اجتماعی  به یك بحران اجتماعی فراگیر  ودامنه دار تبدیل خواهد شد.

در خاتمه این نامه تصریح شده است : « دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر برآن است تا با سرمایه گذاری در امر تحقیقات مرتبط و نیز توجه جدی  به امر آموزش ، اطلاع رسانی  وآگاه سازی زمینه ای مساعد برای گسترش جنبش فراگیر اجتماعی پیشگیرانه را با تأكید بر گروه سنی جوانان و نوجوانان فراهم  سازد.»



1 – هدایت الله ستوده –آسیب شناسی اجتماعی ص 192-191  

1-  مدیر كل بهزیستی تهران – عباسعلی الصاق – جلوه 30 دی ماه 1382 – شماره 87

1 - جامعه شناسی انحرافات ـ دكتر محمد حسین فرجاد ص 148-147

1 -  آسیب شناسی اجتماعی – هدایت الله ستوده ص 194

1 جامعه شناسی انحرافات ومسائل جامعوی ـ دكتر داود شیخاوندی  ص 382 و 381